ترجمه مقاله 12 گام کاربردی برای اینکه یاد بگیریم با جریان هم مسیر شویم!

maryam_eco2003

تیم ترجمه اختصاصی آفتابگردان
پشتیبانی و فنــی
#1



[BCOLOR=#ffff99]12 گام کاربردی برای اینکه یاد بگیریم با جریان هم مسیر شویم![/BCOLOR]​

زندگی یک سری از تغییرات طبیعی و غیر ارادی است. در مقابلشان مقاومت نکنید، این کار تنها باعث اندوه می شود. بگذارید واقعیت، همانطور که هست، بماند. بگذارید همه چیز سِیر طبیعی خودش را طی کند. (لائو تزو/Lao-Tzu)

هر ساختاری که برای زندگیمان خلق کنیم، هرقدر عادات خوب بسازیم، همیشه چیزایی هست که از کنترل خارج است و اگر به آنها اجازه دهیم، می توانند منبع بزرگی از عصبانیت، نا امیدی و استرس شوند.

راه حل ساده این است که: یاد بگیریم با جریان هم مسیر شویم.

"لبخند بزن، نفَس بکِش و آرام به راه بیفت." (تیچ نات هان / Thich Nhat Hanh)

به عنوان مثال، فرض کنیم شما یک برنامه همیشگی صبحگاهی بسیار خوشایند دارید. صبحتان را طوری ساخته اید که برایتان آرامش و شادی به همراه داشته باشد. بعد یک لوله آب در دستشویی تان می شکند و شما صبحی پر از استرس را برای پاک کردن خرابی ها و درست کردن لوله بگذرانید.

عصبانی شده اید. نا امید هستید، چون به برنامه صبحگاهی تان نرسیدید. فشاری که از این اتفاقات بر شما ایجاد می شود، برِتان می گرداند به آنچه پیش از آن بودید. روزتان را خراب می کند، چون تمام روزتان را متأثر می کند.

بهترین کار، این نیست که همه چیز را مدیریت کنیم، نه؟ همینطور اگر بخواهیم روراست باشیم، اغلبمان چنین مشکلاتی داریم، با چیزهایی که حس خوب ما را بهم میزنند، آدمهایی که ما را از آنچه قبلاً بودیم، تغییر می دهند، با زندگی، وقتی طبق مِیلمان پیش نمی رود.

با جربان پیش برو.

پیش رفتن با جریان یعنی چه؟ این کار، رد شدن از ضربه هاست. قبول تغییر است، بدون ناراحت یا عصبانی شدن. یعنی گرفتن آنچه زندگی به شما می دهد، نه اینکه سعی کنید آن را ذوب کنید و دقیقاً شکلی که خودتان می خواهید، به آن بدهید.

"با هرچه پیش می آید، همراه شو و ذهنت را آزاد کن. با پذیرش هر آنچه انجام می دهی، تمرکز کن." (چوانگ تزو/Chuang Tzu)

اخیراً یک خواننده از من خواست که بیشتر در مورد هم مسیر شدن با جریان بنویسم، برای همین تلاش می کنم برخی از تجربیات خودم را به اشتراک بگذارم. مثل همیشه، اصلاً ادعای کمال ندارم و خودم همینطور که پیشرفت می کنم، یاد می گیرم، ولی نکات زیر می تواند برای هر کسی مفید باشد.

1- درک کنید که نمی توانید همه چیز را کنترل کنید. من فکر می کنم همه تا حدودی این را می دانیم، ولی خیلی وقت ها نحوه رفتار و احساس ما با این واقعیت اساسی در تناقض است. جهان در کنترل ما نیست ولی انگار باز آرزو داشتیم که بود. آرزوی ما که آن را عوض نمی کند. شما حتی نمی توانید چیزهای دور و بر خودتان را متأثر کنید، می توانید روی آنها اثر بگذارید، ولی خیلی چیزها خیلی ساده از کنترل شما خارج هستند. در مثال فوق، شما می توانید برنامه همیشگی صبحگاهی تان را کنترل کنید، ولی گاهگاهی اتفاقاتی می افتند (بیماری، حادثه، یک تماس تلفنی 5 صبح که همه چیز را خراب می کند و...) که باعث می شود آن برنامه همیشگی را برهم بزنید. اولین قدم این است که درک کنید این چیزها اتفاق می افتند. نه اینکه ممکن است اتفاق بیفتند، بلکه می افتند. اینها چیزهایی هستند که نمی توانیم کنترل کنیم و تمامی جنبه های زندگی ما را متأثر می کنند و ما باید، باید، باید این را بپذیریم، وگرنه همیشه نا امید می شویم. یک مدت این کار را تمرین کنید.

2- آگاه باشید. در مقاله قبلی هم به این مرحله اشاره کرده بودم، چون بی نهایت مهم است. اگر از چیزی آگاه نباشید، نمی توانید آن را در ذهنتان تغییر دهید. شما باید مراقب افکارتان باشید. آگاه باشید، به این علت ناراحت می شوید که بتوانید کاری بکنید. این کار کمکتان می کند که به مدت یک هفته در یک دفترچه یادداشت کوچک چوب-خط بکشید، هربار که ناراحت می شوید، یک خط کوچک رسم کنید. همین، فقط یک خط. اینطوری به زودی به خاطر همین حرکت کوچک، بیشتر از عصبانیت و نا امیدی تان آگاه می شوید.

3- نَفَس بکِشید. وقتی احساس عصبانیت یا نا امیدی می کنید، یک نفَسِ عمیق بکِشید. بیشتر نَفَس بکِشید. این یک قدم مهم است که به شما اجازه می دهد آرام شوید و بقیه فهرست زیر را انجام دهید. همین کار را اگر برای خودتان تمرین کنید، راه زیادی را طی کرده اید.

4- دورنما داشته باشید. این مورد همیشه کمکم می کند. یک چیزهایی عصبانیم می کنند، مثل خرابی ماشینم، بچه ها مایکروویو را خراب می کنند، آن وقت من یک نفَس عمیق می کِشم، یک قدم به عقب باز می گردم. مثل همان فیلمها که یک صحنه هایی دوربین از سوژه دور که می شود، می توانید چیزهای بیشتری که قبلاً نمی دیدید، ببینید. چقدر فرق هست بین دیدگاه کلوزآپ (نمای نزدیک) و نمای بزرگتر و بازتر؟ همین اتفاق در چشم دل من می افتد. آنقدر از موضوع فاصله می گیرم، که خیلی خوب از همه چیز دور شوم. بعدش هر اتفاقی که بیفتد، زیاد مهم به نظر نمی رسد. یک هفته بعد، یک سال بعد، این اتفاق کوچک حتی یک ذره هم اهمیت نخواهد داشت. برای هیچکس، حتی خود شما مهم نخواهد بود. پس چرا به خاطرش ناراحت باشید؟ ولش کنید تا به زودی، اهمیتش را از دست بدهد.

5- تمرین کنید. خوب است که بدانید، دقیقاً مثل هر مهارتی که یاد می گیرید، ممکن است ابتدا در این کار خوب عمل نکنید. چه کسی همان اول که نوشتن یا خواندن یا رانندگی کردن را یاد می گیرد، ماهرانه آن را انجام می دهد؟ معلوم است، هیچکس مهارتها از تمرین می آیند. پس وقتی اول می خواهید یاد بگیرید که با جریان همراه شوید، دچار مشکل خواهید شد. می لغزید و می افتید. اشکالی ندارد، این هم بخشی از فرایند است. همینطور به تمرین ادامه دهید تا از آن خلاص شوید. یک روز حتی ممکن است خودتان استاد شوید و در این باره مقاله بنویسید.

6- گامهای کودکانه. همیشه همه چیز را با گامهای کوچک شروع کنید. سعی نکنید که یک شبه استاد شوید. سعی نکنید تکه های بزرگ گاز بزنید، اول یک گاز کوچک بزنید. پس اولین تلاشتان برای هم مسیر شدن با جریان، کوچک باشد: اول روی چوب خط ها (که در بالا گفته شد) تمرکز کنید. بعد روی تنفس، سپس سعی کنید بعد از تنفس، چشم اندازتان را وسیعتر کنید. درضمن شاید بهتر است اول موقعیتهای آسانتر را امتحان کنید، اگر پذیرش مشکلات کاری شما از بچه هایتان آسانتر هستند، با همان کارِتان شروع کنید.

7- بخندید. این کار به من کمک می کند به جای نا امید شدن، همه چیز را سرگرم کننده ببینم. ماشینم وسط ترافیک خراب شده و من نه گوشی دستمه، نه لاستیک زاپاس دارم؟ به حماقت خودم می خندم. به مسخره بودن وضعیت می خندم. این نیازمند مقدار زیادی جدایی از مشکل است، اگر از بالا به مسأله نگاه کنید، می توانید به آن بخندید، نه وقتی داخل آن هستید. این جدایی چیز خوبی است. اگر بتوانید یاد بگیرید به همه چیز بخندید، راه زیادی را رفته اید. حتی اگر فکر می کنید خنده دار نیست، سعی کنید بخندید، این کار خنده دار تر است.

8- یادداشت برداری کنید. واقعاً این یکی از بهترین استفاده های یادداشت برداری است. یکبار در روز، سعی کنید به یاد بیاورید چوب خط های تان به خاطر چه بود و بعد چیزی در مورد آن وضعیتها بنویسید. چرا ناراحت شدید؟ سعی داشتید چه کار کنید؟این نوع جمع آوری مجدد و تمرین بعد از اتفاق، کمکتان می کند که از این فرایند، درس بگیرید.

9- مراقبه کنید. اگر یادداشت برداری شما خوب نیست، حداقل یک مرور روزانه در ذهنتان انجام دهید. اندکی مراقبه کنید، یا حمام بگیرید، یا یک فنجان چای داغ بنوشید و همینطور که فشار رویتان را کم می کنید، در طول روز به مرور این کارها را امتحان کنید. نا امید نشوید، دارید تمرین می کنید. کمی نفَسِ عمیق بکِشید و بعد بر هر وضعیت غلبه کنید، سعی کنید به عنوان یک ناظر بیرونی نگاهش کنید. اینطور مرور کردن کمکتان می کند که در فرایند یادگیری پیشرفت کنید.

10- یادتان باشد که نمی توانید دیگران را کنترل کنید. یکی از بزرگترین درگیری ها این است. ما از دیگران نا امید شده ایم، چون آنها آنگونه که ما می خواستیم، رفتار نکرده اند. شاید این دیگران بچه خودمان، رئیس یا مادر یا بهترین دوستمان باشند. ولی باید بدانیم که آنها بر طبق شخصیت خودشان و چیزی که حس می کنند درست است، رفتار می کنند و همیشه طبق خواسته ی ما عمل نخواهند کرد و باید این را بپذیریم. بپذیریم که نمی توانیم آنها را کنترل کنیم، همانطوری که هستند، قبولشان کنیم، کارهایشان را قبول کنیم. کار راحتی نیست، ولی این هم نیاز به تمرین دارد.

11- تغییر و نقص را بپذیرید. وقتی ما همه چیز را آنطور که دوست داریم، برداشت می کنیم، معمولاً حاضر نیستیم تغییر کنند. ولی آنها تغییر می کنند. این حقیقت زندگی ست. ما نمی توانیم همه چیز را همانطور که خودمان می خواهیم، نگه داریم... درعوض، بهتر است همه چیز را همانطور که هست، بپذیریم. بپذیریم که دنیا همواره در حال تغییر است و ما جزئی از آن تغییر هستیم. همینطور به جای "کامل" خواستن همه چیز (اصلاً کامل یعنی چه؟)، باید بپذیریم که هیچ چیز کامل نخواهد بود و ما باید خوب این را بپذیریم.

12- از زندگی به عنوان جریانی از تغییر، آشفتگی و زیبایی، لذت ببرید. یادتان هست که در مورد قبل پرسیدم، "کامل" یعنی چه؟ آیا ما ایده آلی داریم که بخواهیم دنیا به آن بدل شود؟ چنین اتفاقی هرگز نخواهد افتاد. درعوض، سعی کنید دنیا را همانطور که هست، کامل ببینید. دنیا دقیقاً همانطور که هست، زیباست. زندگی ایستا نیست، بله جریانی از تغییر است که هرگز به یک منوال نیست، همیشه شلوغتر و آشفته تر، همیشه زیباتر می شود. در تمام چیزهای اطراف ما زیبایی هست، اگر کامل به آنها بنگریم.
"من آشفتگی را می پذیرم، ولی نمی دانم، آن هم پذیرای من هست، یا خیر." (باب دیلان / Bob Dylan)
مترجم: maryam_eco2003
* لطفاً این مطلب را با نام مترجم و لینک
You do not have permission to view link Log in or register now.
در انجمن
You do not have permission to view link Log in or register now.
منتشر کنید.
*
ترجمه ای از مقاله "12 Practical Steps for Learning to Go With the Flow" از سایت zenhabits
 

mahnaz

یک ستاره
#2
خیلی قشنگ بود. نا امیدی بسی امید است. به شرطی به این جمله ها عمل بشود.